عز الدين حسينى زنجانى
162
معيار شرك در قرآن (فارسى)
به معناى اظهار كوچكى و بندگى است ؛ يعنى بردگان در برابر ما اظهار بندگى و تذلّل مىكنند و از اين جاست كه اصطلاح « الطّريق المَعبَّد » گرفته شده است ؛ يعنى راهى كه در اثر كثرت عبور و مرور هموار و صاف شده است . حال ما نمىتوانيم آنچه را ايشان به طور مطلق از معناى عبادت در نظر گرفته است تصديق و تأئيد كنيم و شايد تحقيق بهتر آن باشد كه ببينيم راغب در مفردات چه گفته است . راغب در معناى عبوديت و عبادت مىگويد : عبوديّت بيان و اظهار تواضع و افتادگى و رام شدن است و معناى عبادت بالاتر از آن است ؛ زيرا عبادت ، نهايت و اوج فروتنى است و سزاوار آن نيست مگر كسى كه نيكى و فضيلت را به حد كمال رساند و آن كس خداوند متعال است و به اين دليل است كه خداوند مىفرمايد : « الّا تَعْبُدوا الّا ايَّاه » « 1 » و در تفسير راغب نيز الوهيت در مفهوم عبادت اخذ نشده جز مفهوم كلّى ؛ يعنى غايت خضوع كه نهايت آن بايد در مقابل كسى باشد كه داراى نهايت كمال باشد . پس پندار نقد كننده در مفهوم عبادت صحيح به نظر نمىرسد . از نظر وجدان ، شك و ترديدى نيست كه طواف به دور چيزى از مصاديق نهايت خضوع است ، پس چنانچه كعبه محل طواف كنندگان باشد ، خود اين خضوع در مقابل كعبه است ، ولى چون به امر خداست ، خضوع در برابر خداست ، همچون امر مولى به دست بوسيدن بندهء خدا دست ديگرى را ، ترديدى نيست كه اين كارخضوع است و ازاينرو مىبينيم بعضى خود را بالاتر از آن دانسته و خوددارى مىكند ، ولى بالأخره چون به امر مولى است ، اطاعت از مولى
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 40 ، « كه جز او راعبادت نكنيد ( نپرستيد ) » .